X
تبلیغات
نگفته هایی که ناگفته می ماند...

ایــــن جـــا بـــه جــز دوریـــه تــــو چـیــزی بــــه مــن نــزدیــک نــیـــســت


تا از نگاهت می بُرم ، بی هیچ رَدی میگذری

بیزار میشم از خودم ، وقتی که بی من بهتری


تا می بُری از من منو ، دلشوره غرق می کنه

دنیای ما از بیخ و بن ، از ریشه فرق می کنه


تا ختم شد راهم به تو ، هر کوچه ای بن بست شد

می بافی و ذهنیتم ، از ارتفاعت پست شد


تحلیل کن حال منو ، نابودم از خالی پُرم

عمریه از دریای پُر موج تو سیلی می خورم


مثل سکوتم مبهمی ، مثل سکوتت بیخودم

تو بی تفاوت میری و ، من بیخودی عاشق شدم


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


برچسب و تصویر  پُست شعریست از علیرضا آذر.




برچسب‌ها: هر آرزوی تلخ خود را قهوه خوردم, فنجان به فنجان ذکر شد امکان ندارند
+ تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 20:32 نويسنده یاسمین صالح زاده |


بلاتکلیفم از این وضع

تورو دارم ولی نیستی

ببین حسی که من دارم

فقط تو لایقش هستی 


به من فرصت بده حتی

اگر دیگه مجالی نیست

ببند چشماتو رو دردم

تصور کن خیالی نیست


بذار دلتنگ حالت شم

اگر حتی واسم زوده

اگر حتی به غیر از من

دلت تنگه کسی بوده


واسه تسخیره این بن بست

جدایی بهترین راهه

تموم شد هرچی بین ماست

روزایه خوب کوتاهه


یه روزی میگذرم میرم

دلم دریا شه از موجِت

یه روز تنها میشی وقتی

رسیدی نقطه ی اوجِت


گلیمم رو بِکش سمتت

از این دریایِ بی جریان

واست دیره که برگردی

میدونم تلخه این پایان . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"

.                      .                       .

پ.ن: برچسب پُست شعریست از علیرضا آذر.



برچسب‌ها: حرفهایِ نگفته ای دارم, مثل هر آدمی که در شهر است, مردمانی عبوس در بن بست, اجتماعی که با خودش قهر است
+ تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 20:45 نويسنده یاسمین صالح زاده |

یه عالم شعرِ ناگفته ست تو تار و پودِ هر بَندِت

یه دنیا واژه کم دارم واسه تعبیره لبخندت


چه کردی که خوره افتاد به جونه نیمه جونه من

که مُنجر به دیابت شد یه بوسه از لبِ قندت


عوض کن متن این فیلمو ، از این بازیگری خستم

به غم میریزی دنیارو با هر فرمولُ ترفندت


تو هر قافیه از شعرم یه رَدی از تو جا مونده

خدا میدونه که قلبم هنوزم مونده پابندت


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.           .            .


پ.ن1:حل کن این معما رو ، دارم گیج میشم...

پ.ن2:برچسب پُست شعریست از امید صباغ نو .




برچسب‌ها: گفتم بمیرم زندگی را بی خیال اما, از دورها آمد صدای تو, اَجل خشکید
+ تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت 22:9 نويسنده یاسمین صالح زاده |

در این همهمه ی هیاهویِ هرکی به هرکی ،

هاج و واج مانده ام رو به راهت . . .

رو به راهه قدم گاهت . . .

هرچه می توانی نیـــا ،

که امواج آمدنت متلاطم می کند دریای به خواب رفته ام را

بگذار به همین انزوای رو به زوال عادت کنم . . .

کاش طلسم این حرف های نگفته ، شکسته شود روزی . . .

کاش گوش های این دنیا انقدر سنگین نبـــود . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.            .             .


پ.ن ۱: شهادت آقا امام رضا (ع)  رو تسلیت میگم.

پ.ن ۲: امروز تولدمه .





برچسب‌ها: این زمستونم به یاد تو می مونم
+ تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 17:1 نويسنده یاسمین صالح زاده |

امشب سکوت ثانیه م از بودنت پُره

با لحظه های آخر پاییز دَم خوره


تو کوچه های شهر دلم رَد پا بذار

امشب هوای حالِ دلم ابریه ، ببار


امشب که سقفِ خاطره آواره رو سرم

از وحشت سکوت تو لبریزه باورم


امشب به پاس یک دقیقه ، دیرتر برو

رَد کن منو از این مضیقه ، دیرتر برو


این غرق بی صدا شدنت ، بی اراده نیست

میفهمم از نگاه تو ، این راهِ جاده نیست


از های و هوی حسرتِ این خواستن نگــــو

ترجیحا از دلایل این باختن نگــــو


امشب هوای حال دلم ابریه ، بیـــا

یلــدای من بدون تو بی معنیه ، بیـــا . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.       .         .


پ.ن: این شعر متناسب با حال و هوای شب یلدا

سروده شده ، اما بنا به دلایلی نتونستم همون شب

توی وبلاگم قرارش بدم .

دوستای خوبم ممنونم که تو این مدت همراهم بودین .

یا حق . . .




برچسب‌ها: نمی نویسم ترانه بی تــــو, چگونه پر کشد خیال واژه بی تــــو
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 18:59 نويسنده یاسمین صالح زاده |

دل خوش به بودنت شده ام ، ناخوشم نکن

قانع نمیشوم به کمت ، قانعم نکن


هر بار آمدی که بمانی ولی نشد

نا گفته ماند رازِ دلم ، فرصتی نشد


برَ باد می روند همین واژه ها ، بدان

این شعرها هم از دلِ من باخبر نشد


غم خانه کرده در قلمم ، واژه ام ، دلم

ویرانه گشته شهر و خراب است منزلم


بَر دستِ خویش مانده ام از دست بی کسی

گویای واژه ی دلِ من گشته واپسی


بعد از تو هیچ راهِ گریزی نمانده است

دیواره دل به رسمِ ادب چاک خورده است . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


*عنوان و برچسب پُست شعریست از امید صباغ نو.




برچسب‌ها: اهواز بی حضوره تو تبریزِ دیگریست
+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 19:12 نويسنده یاسمین صالح زاده |

میشه واست از واژه ها شعر گفت

دره غصه رو روی این قصه بست

قدم به قدم کوچه رو هم قدم

وجب کرد و نگذاشت دست روی دست


به رگبار می بندم این شعر رو

که هر قافیه اش از حضورت پُره

نگو که خیاله محاله نگو

که غرقم یه عمرِ تو این خاطره


منم اون کسی که برات جونِشو

اگه پاش بیاد ، حاظره رَد کنه

فقط واسه اینکه نباشه غمت

واست حاظره با خودش بد کنه


بگو سهم من این نبوده بگو

کی این بختو از ما ربوده بگو

چرا از تمامت فقط درد موند

غروره منو کی شکونده ، بگو


به راهی که راهیت شد پل زدم

ولی راهه این پل به مقصد نبود

واسه این رسیدن به هر در زدم

که امکانش حتی یه درصد نبود


چی اومد سره آرزوهای ما ؟

چی شد که رسیدیم اینجای خط

که مُردم تو هر لحظه ی زندگیم

که فهمیدم این مرگ رو خط به خط


وجب میکنم کوچه رو با نگام

که از مرگ برگایِ خسته پُره

یه تصویری از تو ، تو ذهنم نشست

که با یه تلنگر به هم میخوره . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"



برچسب‌ها: که رَکَب خورده باشم از تو این, آرزو را به گور خواهی برد
+ تاريخ جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 2:47 نويسنده یاسمین صالح زاده |

اینجا یه عمره که زمستونه

دستات سرده مثلِ این روزام

غم جاشو تو این عشق جا کرده

معیاره دردِ حالِ این روزام . . .


با این سکوت میشه حالی کرد

فریادِ تلخی رو که محرومه

توی دلم آشوب و بیداده

این ظاهر اما خیلی آرومه . . .


میبینمت از پُشتِ این آوار

خونه خرابم کردی و رفتی

مثل همیشه حالِ من خوبه

با این که غرقم توی کج بختی . . .


فکرت رو اشغالم نکن ، چون که

گنگه واست این دردِ بی درمون

حرفای من واست فقط حرفن

پیشِ خودت میگی : چه بی مضمون . . .


بازم فروکِش کرده احساسم

از بی تفاوت بودنت سردم

انگار امیدی به عشقت نیست

باید به سالِ پیش برگردم . . .


از نقطه ی اول شروعم کن

پایانِ خوبی رو نمیبینم

دستِ حقیقت رو واسم رو کن

از این همه تردید ، غمگینم


"یاسمیـــن صــالــح زاده"





برچسب‌ها: از این همه تردید, تَر شد دیده ی چَشمم
+ تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 13:21 نويسنده یاسمین صالح زاده |

تقاص چی رو پس میدم ، که انقد سخت و سنگینه

کجای قصه بد کردم ، که سهم آخرم اینه


چقد بیراهه طی کردیم ؟ بشمار اشتباهارو

رسیدیم خونه ی اول ، نگا کن کار دنیارو


دَم از شادی زدم اما دلِ مُردم سیاهپوشه

چه کردی با دلِ تنهام ، که با دردت هم آغوشه


نگا کن حالِ دنیامو ، هی از بد بدتر آوردم

تمام تو یه حسرت بود و من این حسرتُ خوردم


شکستم ، سوختم ، رفتم ، ولی از پا نیوفتادم

که شاید باید از اول ، تورو از دست می دادم


نشونم کن به تیر مرگ ، خلاصم کن از این بازی

دیگه دیره واسه بودن ، نگو دنیامو می سازی


تو هم شلیک کن این بار ، بزن از زندگی سیرم

چه فرقی میکنه وقتی با دستای تو می میرم . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"



برچسب‌ها: تـــو پـروانــه بـــودی چــــرا مـــن بســوزم
+ تاريخ جمعه هشتم آذر 1392ساعت 22:54 نويسنده یاسمین صالح زاده |

اضطرابی مهیب در قلبم

آتشی شعله ور شد از نفرین

وا کن از واژه واژه ها گره را

تلخی ام را دوباره کن شیرین . . .

من به بودن ، به عشق محتاجم

به نفس های حبس در سینه

به محالی که با تو ممکن شد

به دلی از تبار آیینـــه . . .

من نمیدانم از تبار غمم

یا دلم سنگیه زمانه شده

به دلم دل نبند و دل نسپار

روزهایم به شب روانه شده . . .

سوخت فریاد بی صدای دلم

کهنه تر شد سکوت این پاییــــز

زخم این دل علاج می طلبد

گریه سر کن به حالم ، اشک بریـــز . . .

من فقط سخت بی تو نابــودم

من فقط سخت از تو دلگیرم

من یه دیوانه ام که در یک آن

از سقوط ستاره میمیرم . . .

جان من را خلاص کن ای مرگ

فصل پاییز اوج بی ثمریست

من هوای دلم هواییه توست

تو هوای دلت هواییه کیست ؟ ؟ ؟

از کسی غیر من نپرس و نخواه

حال من را به نقل خود ببرد

حال این دل چگونه خوش باشد ؟ ؟ ؟

وقتی از عمق درد می گذرد . . .

همه این گفته ها برای خودم

نگرانم نباش و چشم ببند

حسب عادت شده اگر تلخم

تو به عمق غمم عمیق بخند . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


*عنوان و برچسب پُست شعری ست از فاضل نظری.




برچسب‌ها: اگر سقوط بهای بلند پروازیست, پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده ست
+ تاريخ سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 20:7 نويسنده یاسمین صالح زاده |

بگذار و بگذر از

تمام نگفته هایی که ناگفته بمانند خیلی بهتر است . . .

بگذار آنقدر سر شوند روزهایم با نبودت

تا بخشکد چشمه ی این شعر

که هرچه قافیه اش را زیر و رو می کنم ،

باز هم ختم می شود به طعم گس انار های نارس . . .

من حتم دارم که بعد از تو ،

تمام این واژه ها آرام آرام رو به زوال می روند

و کناره می گیرند از قلمم ، و این

شروعی می شود برای آغاز تمامِ ترس های مخوفی که

بعد از تو در دلم می ریزد . . .

من از این همه گوشه گیری واژه ها ، عجیب می ترسم . . .

نرو ، که با رفتنت ، قدغن می کنی تمام این شعر ها را ،

و دیگر هیچ چیز را نمی توانم به فال نیک بگیرم . . .

حتی همین قاصدک های هر از گاهی را . . .

هر شب اینجا ، بدون حضورت ،

گویی واژه ها حکم قصاصم را می دهند

وقتی که هر لحظه لحظه می سرایمت و تو

در لحظه لحظه های این سرودن ، نیستـــی . . .

من صادقانه اعتراف می کنم به ترسی که دارم ،

به ترسی که هر لحظه بیشتر احاطه می کند

دنیای گیج شده ام را . . .

من از غیبت بی حد و اندازه ات به حد مرگ می ترسم . . .

بگذار بگذریم از این همه حرف نگفته ،

که ناگفته رهایشان کنیم به نفع هر دویمان است

بگذار بگذریم . . .

فقط . . .

اندکی به من مجال بده . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"



*عنوان پُست مصرعی ست از استاد هوشنگ ابتهاج.



برچسب‌ها: فصل فصلم هجوم آبان هاست, تُف به جغرافیای تنهایی
+ تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 12:42 نويسنده یاسمین صالح زاده |


دلم می گیره از اینکه ببینم سخت دل گیری

با لب های ترک خورده ، سراغ از آب می گیری


همه دنیاتو می بخشی ، واسه تثبیت آیینت

واسه احیای دین حق ، شده خونابه بالینت


چه دردایی که سهمت شد ، چه غم هایی که باریدن

بمیرم واسه ی چشمات ، که داغِ بچَتو دیدن


وقاحت تا کجا آخه ؟ چرا عشقو نمیفهمن

با تدلیس گناهاشونه که  انقدر بی رحمن


هوای شهر آشوبه ، شده غمگین و بارونی

منم دل داده ی عشقت ، بگو دلدار می مونی


تمام کوچه ها خیسه ، سیاه پوشه تن این شهر

نگاهی کن به من مـــولا ،  بگو دردم رو میدونـــی . . . 


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.     .     .


پ.ن:خیلی سعی کردم راجع به این واقعه ی درد آور

یه شعر فاخر بنویسم

نمیدونم تا چه اندازه موفق بودم یا نه

امیدوارم درخور شأن امام بوده باشه . . .

التماس دعا . . .




برچسب‌ها: ای کاش روز واقعه بودم کنارتان, ای کاش ها مرا به خدا پیر کرده است
+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 17:29 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

داره صادر میشه حکمم ، پُر از دلشوره و ترسم

شدم حبس ابد اینجا ، من از آینده می ترسم


سقوط من تو این برزخ با دستای تو باعث شد

عمیقِ زخم تقدیرم ، دلم از درد بی حس شد


هجوم فکر مسمومی داره دنیامو می گیره

تناسخ بعد هر مردن ، واسم درکش نفس گیره


شدم مأوای این وحشت که از عصیان لبریزه

که هر فکری رو از ذهنم به سرعت دور میریزه


تو هم رَد شو از این احساس ، بدون حرف ، بی اظهار

نمی خوام با دغل بازی ، حقیقت ها بشه انکار


داره باطل میشه دنیام و نزدیکه تَهِ قصم

شدم تبعید و آواره ، از این تابو می ترسم


میدونم هر چی که باشه ، منم مثله تو بَد کردم

خدایا تو یه کاری کن ، نذار از عشق برگردم . . .

 

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

.        .        .

پ.ن : این روزها هوای این حوالی بارانیست

و دل آسمان عجیب می گرید

درست مثل چشمهای من ،

که در سوگ تو هوای دلشان ابری شده . . .

 



برچسب‌ها: شق القمر دو مرتبه تکرار میشود, این بار ماه قافله شمشیر خورده است
+ تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:57 نويسنده یاسمین صالح زاده |



واسم زجر آوره اینکه ، دلم با بغض دَم خورشه

بری و عاقبت حالم ، حدیث و حرف مردم شه


بری تنهــــا بمونم با ، غـــــمِ روزایِ تکــــراری

فراموشت بشه اینکه ، چه احساسی به من داری


بری و لحظه ی بارون ، تداعی شه واسم . . . رفتــی

تا با دوریه بی حدت ، حرومم باشه . . . خوشبختـــی


بری تا بی تفاوت شم ، به آدم های بعدِ تــو

بری تا بی تفاوت شی ، به حرفایی که می گفتـــی


دارم از حس امروزم ، واست یه قصه می سازم

تو بی وزنیِ اشعارم ، به هر قافیه می بازم


تو هستی و فقط حست ، نصیبم کرده بیرحمـــی

دلم از بغض لبریزه ، چرا اینو نمیفهمــــی ؟ ؟ ؟


"یاسمیـــن صــالــح زاده"

.      .       .

پ.ن : هوا ابریه درست ، مثلِ حوصله ی سر رفته ی من

کاش بارون بباره امشب 

دلم بدجوری هوای بارون کرده . . .

.     .     .

"دیگر دلم هوای سرودن نمیکند"

"تنها بهانه ی دل ما ، در گلو شکست"


" قیصر امین پور"




برچسب‌ها: زیبا, هوای حوصله ابریست, قدری ببار
+ تاريخ پنجشنبه نهم آبان 1392ساعت 17:1 نويسنده یاسمین صالح زاده |

دلگیرم از حال بدی که دائما سهم منه

از این نبودن هات که زخمی رو زخمه قلبمه

 

ساده نبود فهمیدنش ، اما چشات لو داده بود

اینکه فقط تنهاییات سهم و سزاواره منه

 

هم مرز با شهری شدم ، که دائما بارونیه

روز تولد=مرگ من ، شهر دلم وارونیه

 

اینجا همون جاییِ که ،  رو باورا خط میکشن

بی اون که حتی حس کنن ، عشقو به گند میکشن

 

دَم میزنن از خوبی و بوشو نبردن از ازل

بد جلوه دادن عشق رو تو ذهن ما از هر نظر

 

میخوام دل غمگینمو لبریز از بارون کنم

جا پامو حک رو ساحلِ دریاییه کارون کنم

 

میخوام نخوام فکری رو که ، امروزمو صاحب شده

خوبی به قلبم راه بده ، بد بودن اینجا مُد شده . . .

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

.  .  . 

پ.ن : تبریک میگم عید بزرگ امامت و ولایت رو ، و

امیدوارم که هر روزمون پیام آوری از عید باشه و سرشار از

شادی و آرامش و حسی زیبا

که روحمون رو تجلی بده و احساسمون رو پاک

"عیدتون مبارک"

.  .  .

"دل اگر خـدا شناسی همه در رخ علــــی بین"

"به علــــی شناختم من ، به خدا قسم خدا را"

 

"شهریار"




برچسب‌ها: اميرالمؤمنيني جز علي نيست
+ تاريخ پنجشنبه دوم آبان 1392ساعت 15:15 نويسنده یاسمین صالح زاده |