جدی بگيريد آسمانم را،من ابتدای کُند بارانم،لنگر بياندازيد کشتی ها،آرامشی ماقبل طوفانم

 

دلم یک عاشقانه می خواهد . . .

یک عاشقانه با تِمِ باران ،

بوسه ،

آغوش ،

و شانه به شانه ی هم قدم زدن . . .

مدتیست که ته کشیده است در دلم عاشقانه ها . . .

اندکی به شعرهایم رنگ بپاش ،

چند سالی ست که خاکستری محض اند

خاکستری محض . . .

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

پ.ن: باید کوه شویم

هیچکس برای خاطرِ خاطرجمعیِ ما ، از شانه هایش نمی گذرد...

"مهدیه لطیفی"

 

 


برچسب‌ها: کاش اندکی بها میدادی, به این بهانه ها
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 15:13 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

در چَشم های سرد شب رنگت

خاموش شد نوری که ماهم بود

رفتم چون از حَدم گــــذر کردی

بازنده ی بازی نخواهم بود

 

آتشفشانی در دلم جاریست

هر واژه در من ملتهب از درد

یخ بسته ام در قعر تابستان

اهــواز هم گرمم نخواهد کرد

 

کم کن هجوم خواب هایم را

سر رفته ام از حس بیداری

در انزجاری سخت درگیرم

بیزارم از این حس بیزاری

 

گویی جهانـــم بی الف مانده

مثل حضورت،عشق واهی شد

فهمیده ام درماندگی یعنی ،

تو،مرد این میدان نخواهی شد . . .

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

 


برچسب‌ها: دست کسی نیست زمین گیری‌ام, عاشقِ این آدمِ زنجیــــری‌ام
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 3:55 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

فنجان من از تلخ ترین فال پُر است

اینگونه که دستان تو را رو کرده

فردای من از حال من آشفته تر است

اینگونه که دنیا به غمم خو کرده

 

رفتی که در این خستگی بی پایان

در گودی چشمان تو محصور شوم

با تکیه بر اختیار خود رفتی که

تا عمق همین واهمه مجبور شوم

 

هر کس که رسید برگ تقویم مرا

آنجور که می خواست دلش باطل کرد

خیری نچشید قلبم از آدمها

حوای دلم درد فقط حاصل کرد

 

ته مانده ی این شعر منم،گوش بده

غم،قافیه ی اکثر این اشعار است

سقف تن من دیر زمانی سُست است

حالا که دلم وارث این آوار است

 

با گوش تو فریاد به جایی نرسد

خود را به سکـــوت می سپارم،بـــروی

ای کاش نفس تنگ شود جای دلم

جان را به حراج می گذارم،بـــروی

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

پ.ن: شعر نه خاطره است و نه زندگی! شعر فقط شعر است !لطفا به افسردگی و... محکومم نکنید...

 

 


برچسب‌ها: کاش به جای دلم, گلویم تنگ می شد, نفسم بالا نمی آمد و خلاص
+ تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 16:42 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

من از تبارِ روح بارانــــم

رگبار می بندم تورا در خود

آنقدر میبارم ، یقین دارم

روزی درونم سیل خواهد شد

 

مشکی ترین شب در نگاه توست

مست از وجودت جام می گیرد

ماه از حضورت یخ نمی بندد

روشن شدن را وام می گیرد

 

کم دارمت ای روح باران زا

کم دارمت لطفا زیادی باش

من بی تو یعنی مطلقا بن بست

واسه دلم کم اقتصادی باش

 

حل کن عسل های نگاهت را

در قهوه ی تلخ نگاه من

می ترسم از دنیای بعد از تو

ای آخرین راه پناهِ من

 

خم می شود پشتم در این اشعار

دل در جوانی پیر خواهد شد

لطفا بمان قبل از پشیمانی

بعد از نبودم دیر خواهد شد

 

حالا فقط یک واژه جا مانده

از پازل شعری که غم دارد

جذاب کن هر واژه را در من

این شعر مغناطیس کم دارد . . .

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

 


برچسب‌ها: به دادم برس, بهتریــن نارفیـــــق
+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393ساعت 0:14 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

مــن قول میدهم تمام زنانگی ام را

وقف کنم تا وقت آمدنت ،

و تــو مردانه برسرِ قولت بمان که دیگر

هرگــز نمی آیی . . .

باورکن که گاهی همین حسرت های شیرین

دلچسب تر از داشتنی های مُنجر به تلخیست . . .

حالا تو هرقدر خواستی ، دیوانه فرضم کن . . .

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: دارم نمی آغوشمت, دارم نمی عشقم, دارم نمیخواهم بمانم تا تو برگردی
+ تاريخ یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 20:22 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

از کوچه های خیس می آیم

تا انتهای باور باران

من انعکاس تلخِ تاریخم

تقویم من در معرض طوفان

در انحطاط پست نابودی

من باغ آفت خورده ای بودم

هر بار از این دِهکوره می رفتی

من حکم آن دیوانه ای بودم

که سقف سر را بر سرش هر بار

از دست چشمت منحدم می کرد

ناگفته هایش بیشتر می شد

هی در دلش غم منسجم می کرد

چند سال باید در همین اوضاع

شب را به روز و روز را شب کرد ؟؟؟

چند سال باید پای این اشعار

از دردِ هر دلواژه ای تَب کرد ؟؟؟

درمانده شد علم روانکاوی

جا پایِ خون بر درفترم جا ماند

من ماندم و دیوانگی هایم

دکتر هم از فهمیدنش وا ماند . . .

 

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: خانه خرابیِ من از دست توست, آخرِ هر راه به بن بستِ توست
+ تاريخ سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 2:10 نويسنده یاسمین صالح زاده |

 

از دست دادم اعتقادم را

در باور سرد زمستانت

من در درونم خودکشی کردم

اما گناهش پایِ دستانت

صد داغ در دل دارم و انگار

آتش فشانی قبل طغیانم

یک راهِ پُر بن بست جانفرسا

جا مانده از اندوه پایانم

من در تو تعبیر رکودی تلخ

با بدترین حالی که میدانی

ای کاش یک شب می توانستم

از یاد می بردم به آسانی

اندوهه این غم های مادرزاد

روزی به من زنجیر خواهد شد

حالا که هستم رو به من برگرد

فردا یقیناً دیــــر خواهد شد . . .

 

"یاسمیـــن صــالــح زاده"

 

 

 


برچسب‌ها: ای شعر چه میفهمی از این حال خرابم, دست از سر این شاعر کم حوصله بردار
+ تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 11:40 نويسنده یاسمین صالح زاده |


هر چه می کنم

جفت و جور نمی شوند این کلمات ،

آنقدر در مقابلت حقیرند که مات شده اند در برابر عظمتت . . .

کم می آورم وقتی قرار است نام تو مُهر شود

بر نوشته های غم دارم ،

من که در اقتضای هر خوبی ات

یک لغت نامه واژه کم دارم . . .

کاش قلمم می توانست سطرهای این کاغذ را بشکافد

تا بتواند فقط یک ذره از نور وجودی تو را متجلی شود . . .

تویی را که به حرمت میلادت ، دیوار کعبه آغوش باز کرد . . .

..: میلادت مبارک :..




برچسب‌ها: بيش از همه كس گناه ما بود ولی, ما را به محبّت علي بخشيدند
+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 13:3 نويسنده یاسمین صالح زاده |



دارم نمیفهمم چرا از قلب من دوری

دائم به هر نحوی از این دل دست می شوری

دارم به دام گریه می افتم به پای تو

دیگر نمی بینم کجایی ، کم کم از کوری


داری مجابم می کنی با درد همدم شم 

تا عاشقم کردی بری ، رسوای عالم شم

هی سیب می کاری جلو راهِ دلم امــا

من در بهشتت خواستم حوای آدم شم


داری به بادم می دهی با بدترین حالت

تبعید کردی بودنم را از دلت راحت

من با تو فهمیدم تمامِ شعرها تلخ اند

حالا که دردت کرده تلخی بر دلم عادت


بس کن که دیگر بودنم خواهش نمی خواهد

دیگر دلم مأوای آرامش نمی خواهد

باید بجنگی تا بگیرد قلب این دنیا

این زندگی کردن دگر سازش نمی خواهد . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"




برچسب‌ها: گاهی دلم فریاد میخواد, گاهی دلم میخواد بد شم
+ تاريخ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393ساعت 16:32 نويسنده یاسمین صالح زاده |


تا از نگاهت می بُرم ، بی هیچ رَدی میگذری

بیزار میشم از خودم ، وقتی که بی من بهتری


تا می بُری از من منو ، دلشوره غرق می کنه

دنیای ما از بیخ و بن ، از ریشه فرق می کنه


تا ختم شد راهم به تو ، هر کوچه ای بن بست شد

می بافی و ذهنیتم ، از ارتفاعت پست شد


تحلیل کن حال منو ، نابودم از خالی پُرم

عمریه از دریای پُر موج تو سیلی می خورم


مثل سکوتم مبهمی ، مثل سکوتت بیخودم

تو بی تفاوت میری و ، من بیخودی عاشق شدم


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


برچسب و تصویر  پُست شعریست از علیرضا آذر.




برچسب‌ها: هر آرزوی تلخ خود را قهوه خوردم, فنجان به فنجان ذکر شد امکان ندارند
+ تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 20:32 نويسنده یاسمین صالح زاده |


بلاتکلیفم از این وضع

تورو دارم ولی نیستی

ببین حسی که من دارم

فقط تو لایقش هستی 


به من فرصت بده حتی

اگر دیگه مجالی نیست

ببند چشماتو رو دردم

تصور کن خیالی نیست


بذار دلتنگ حالت شم

اگر حتی واسم زوده

اگر حتی به غیر از من

دلت تنگه کسی بوده


واسه تسخیره این بن بست

جدایی بهترین راهه

تموم شد هرچی بین ماست

روزایه خوب کوتاهه


یه روزی میگذرم میرم

دلم دریا شه از موجِت

یه روز تنها میشی وقتی

رسیدی نقطه ی اوجِت


گلیمم رو بِکش سمتت

از این دریایِ بی جریان

واست دیره که برگردی

میدونم تلخه این پایان . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"

.                      .                       .

پ.ن: برچسب پُست شعریست از علیرضا آذر.



برچسب‌ها: حرفهایِ نگفته ای دارم, مثل هر آدمی که در شهر است, مردمانی عبوس در بن بست, اجتماعی که با خودش قهر است
+ تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 20:45 نويسنده یاسمین صالح زاده |


یه عالم شعرِ ناگفته ست تو تار و پودِ هر بَندِت

یه دنیا واژه کم دارم واسه تعبیره لبخندت


چه کردی که خوره افتاد به جونه نیمه جونه من

که مُنجر به دیابت شد یه بوسه از لبِ قندت


عوض کن متن این فیلمو ، از این بازیگری خستم

به غم میریزی دنیارو با هر فرمولُ ترفندت


تو هر قافیه از شعرم یه رَدی از تو جا مونده

خدا میدونه که قلبم هنوزم مونده پابندت


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.           .            .


پ.ن1:حل کن این معما رو ، دارم گیج میشم...

پ.ن2:برچسب پُست شعریست از امید صباغ نو .




برچسب‌ها: گفتم بمیرم زندگی را بی خیال اما, از دورها آمد صدای تو, اَجل خشکید
+ تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت 22:9 نويسنده یاسمین صالح زاده |


در این همهمه ی هیاهویِ هرکی به هرکی ،

هاج و واج مانده ام رو به راهت . . .

رو به راهه قدم گاهت . . .

هرچه می توانی نیـــا ،

که امواج آمدنت متلاطم می کند دریای به خواب رفته ام را

بگذار به همین انزوای رو به زوال عادت کنم . . .

کاش طلسم این حرف های نگفته ، شکسته شود روزی . . .

کاش گوش های این دنیا انقدر سنگین نبـــود . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.            .             .


پ.ن ۱: شهادت آقا امام رضا (ع)  رو تسلیت میگم.

پ.ن ۲: امروز تولدمه .





برچسب‌ها: این زمستونم به یاد تو می مونم
+ تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 17:1 نويسنده یاسمین صالح زاده |


امشب سکوت ثانیه م از بودنت پُره

با لحظه های آخر پاییز دَم خوره


تو کوچه های شهر دلم رَد پا بذار

امشب هوای حالِ دلم ابریه ، ببار


امشب که سقفِ خاطره آواره رو سرم

از وحشت سکوت تو لبریزه باورم


امشب به پاس یک دقیقه ، دیرتر برو

رَد کن منو از این مضیقه ، دیرتر برو


این غرق بی صدا شدنت ، بی اراده نیست

میفهمم از نگاه تو ، این راهِ جاده نیست


از های و هوی حسرتِ این خواستن نگــــو

ترجیحا از دلایل این باختن نگــــو


امشب هوای حال دلم ابریه ، بیـــا

یلــدای من بدون تو بی معنیه ، بیـــا . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


.       .         .


پ.ن: این شعر متناسب با حال و هوای شب یلدا

سروده شده ، اما بنا به دلایلی نتونستم همون شب

توی وبلاگم قرارش بدم .

دوستای خوبم ممنونم که تو این مدت همراهم بودین .

یا حق . . .




برچسب‌ها: نمی نویسم ترانه بی تــــو, چگونه پر کشد خیال واژه بی تــــو
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 18:59 نويسنده یاسمین صالح زاده |


دل خوش به بودنت شده ام ، ناخوشم نکن

قانع نمیشوم به کمت ، قانعم نکن


هر بار آمدی که بمانی ولی نشد

نا گفته ماند رازِ دلم ، فرصتی نشد


برَ باد می روند همین واژه ها ، بدان

این شعرها هم از دلِ من باخبر نشد


غم خانه کرده در قلمم ، واژه ام ، دلم

ویرانه گشته شهر و خراب است منزلم


بَر دستِ خویش مانده ام از دست بی کسی

گویای واژه ی دلِ من گشته واپسی


بعد از تو هیچ راهِ گریزی نمانده است

دیواره دل به رسمِ ادب چاک خورده است . . .


"یاسمیـــن صــالــح زاده"


*عنوان و برچسب پُست شعریست از امید صباغ نو.




برچسب‌ها: اهواز بی حضوره تو تبریزِ دیگریست
+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 19:12 نويسنده یاسمین صالح زاده |